پنچریم داداش جون!!
دیروز اُتول را برداشتم و بردم پنچر گیری؛ چند هفته ای بود که هر چه باد می زدم، لاکردار مدام خالی می کرد!نگو یک میخ به چه بزرگی فرو رفته بود در لاستیک این زبان بسته و... .

پیش خودم گفتم حکما این ایمان ما هم نشتی دارد که هرچه نماز و دعا و قیام و قعود داریم، افاقه نمی کند که نمی کند!
کسی پنچر گیری ایمان، آشنا ماشنا سراغ داشت، خبر کند... !!
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 11:46 توسط حسین
|
نویسنده این وبلاگ جوانی است که از ته دل"علامه مصباح یزدی" را که به قول شهید بهشتی"مصباح دوستان" است، دوست دارد!