گناهانی که منکر نمی دانیم!

هر سال با شروع ماه مبارک رمضان و به ویژه پس از لیالی قدر این انتظار می رود که در درجه ی اول، خودمان و بعد بقیه ی مردم در اعمال و رفتار خود تغییرات جدی ایجاد کنند. این اتفاق البته به صورت مقطعی- یعنی در محدوده ی زمانی ماه مبارک رمضان و اندکی پس از آن- و تا حدودی سطحی رخ می دهد به طوریکه آمار مراکز پلیس و ... هم این موضوع را تأیید می کند.

اما واقعیت تلخ آن است که عملا اکثریت مردم، یعنی اکثریت من و شما، در این ماه و پس از آن تغییر اساسی نمی کنیم. این موضوع رنج آور به ویژه اندکی پس از ماه رمضان خود را بهتر و بیشتر نشان می دهد. حالا اگر از شرایط خاص مهمانی خدا نظیر در غل و زنجیر بودن شیطان، باز بودن درب های رحمت الهی و... بگذریم، یکی از مهمترین علل این امر "بد" ندانستن اعمال خود است. در واقع ما، یعنی من و شما، غالبا اعمال خود را بد نمی دانیم که بخواهیم آن را تغییر دهیم!! چراکه همین منکر شمردن اعمال و رفتار خود و همین نگاه انتقادی به خود داشتن آن قدر عذاب وجدان برای شخص به ارمغان می آورد که او را مجبور به ترک آن گناه می کند.

این گونه است که ما پس از شب های قدر و پس از قول های سفت و سختی که به خدا دادیم، به راحتی در دام غیبت و نگاه حرام و... می افتیم و این گونه است که در حالی که بعد از آن شب های پر از معنویت توقع نداریم با صحنه های منزجر کننده ی بی حیایی و بی عفتی و ... مواجه می شویم و نمی دانیم که عیب کار از کجاست؟ بدین ترتیب است که علیرغم برگزاری مهم ترین احیاهای شهر تهران- مثل مراسم مسجد جامع و مسجد ارک- در محدوده ی بازار دامان این نهاد از ربح و ربا پاک نمی شود؟ و تلویزیون ما بعد از آنکه از سر شب تا سحر مدام دعا و ندبه و سخنرانی نمایش می دهد هنوز یکی دو روزی از شب های قدر دور نشده با سریال ها، با پیام های بازرگانی و با موسیقی های خود هرچه را که رشته- که اگر رشته باشد- پنبه می کند و... .

در واقع تا ما، یعنی من و شما، به تک تک اعمال خود نگاه انتقادی نداشته باشیم وتا خود را گناه کار و تا گناهانمان را بد و منکر نداریم، سه شب قدر که هیچ سی شب قدر هم بعید است که گره ای از کارمان بگشاید الا ان یشاء الله.

بر سر تربت ما چون گذری همت خواه....

"... روی قبرم بنویسید اینجا مدفن کسی است که می خواست اسرائیل را نابود کند!"

شهید طهرانی مقدم

 

کفش‏هاى وصله ‏دار مناسب پای حضرت حاکم نیست!

مولاى من!

خليفه نيستى‏

سلطان هم

فقط امام اول مظلومانى‏

و جاى پنج سال

مى‏شد که پنجاه سال حاکم باشى‏

مى‏شد که شامات را

چون دندانى کند و پراکند

که سهم بچه‏هاى ابوسفيان باشد

و در امارت کوفه

کارى هم به «ابن‏ملجم» و «قطام» داد.

*****

مى‏شد هر سال

به هند و پارس‏

به چين و ماچين دعوت شد

سلطان روم

به افتخار حضورت برپا کند

چيزى شبيه همين ضيافت‏هاى شام‏

در تالارهاى آيينه و مرمر

و پشت درهاى بسته

مى‏شد حسين و حسن را با خود همراه کرد

يکى مشاور اعظم‏

يکى وزير خزانه‏دارى کل‏

مى‏شد کارى کرد

که جعده هم مشاورت امور بانوان را عهده‏دار باشد

يا کاره‏اى که زهر نريزد

يا نه

*****

حکومت ايران هم مى‏شد که سهم حسن باشد

حکومت عراق، سهم حسين‏

حتى عقيل را مى‏شد سه چهار سالى‏

با حقوق ارزى آن روز

به اندلس فرستاد

مى‏شد محمد حنفيه

سفير سازمان ملل باشد

مانند اين پسرخاله‏ها

که تا هنوز و تا هميشه سفيرند!

*****

مى‏شد کنار رود فرات

کاخى سبز ساخت‏

براى تابستان‏ها

سرى به بغداد زد

بر بالاى کوه ابوقبيس‏

کاخى سپيد داشت

چيزى شبيه کاخ سعدآباد

شبيه کاخ ملک فهد

کاخى بلندتر از خانه خدا

مى‏شد که بعد خود

به فکر پادشاهى فرزندان بود

مثل همين ملک حسين و ملک حسن

مثل همين حيدر على‏اف‏

و اف بر اين دنيا...

مى‏شد که امام على بود و

با تمام جهان ارتباط داشت‏

مثل همين امام على رحمانف

مى‏شد با خانم رايس دست داد

مى‏شد انبان خويش را پر کرد

از شير مرغ و جان آدميزاد

از وعده و وعيد

و افطارى داد از بيت‏المال‏

و جامه‏هاى اطلس و ابريشم پوشيد

با ميمون و سگ بازى کرد

رقاصه‏هاى روم را دعوت کرد

با چشم‏بندى و آتش‏بازى

شب را به صبح رساند

در برج‏هاى دوبى سهمى داشت‏

و در بازار بورس، دستى...

نشست بالاى تختى و

کلاهى از مرواريد و زر بر سر گذاشت‏

يا دست کم

هر روز يک اسب پيش‏کش قبول کرد

يک شمشير مُرصّع

که نام تو بر آن حک شده باشد

-اين تحفه‏ها از هند است

-آن جامه‏ها از روم

-اين فرش‏هاى ابريشمين از ايران ...

*****

جشنى بگير

بگو که شاعران قصيده بخوانند

شب را زود بخواب

که کاترينا و سونامى در راه است‏

براى کندن چاه

به بردگان سياه فرمان بده‏

به شرکت‏هاى چند مليّتى‏

براى بردن نان فرصت نيست‏

اين را به سازمان غله و نان بسپار!

*****

اين وقت شب‏

نشسته‏اى و به من لبخند مى‏زنى‏؟!

مى‏دانم

اين‏گونه شعرها خوب نيستند

اما مولاى من!

آن کفش‏هاى وصله ‏دار هم

مناسب پاى حضرت حاکم نيست!

****

شعری از آقای علیرضا قزوه

چه حس بدیه؛ هر سال، شب قدر، از یک سری گناهان تکراری توبه کردن....

نامـــــردی حقیقتا چیز بدیه...

*****

خدای من! نخواه که ما نامرد باشیم...

 

اینجا امریکاست؛ آخر دنیا...

۱- بیشترین تعداد زندانیان در جهان
در بین کشورهای جهان، آمریکا بیشترین تعداد زندانی را به خود اختصاص داده است. طبق آمار اعلام شده از سوی مرکز بین ­المللی مطالعات زندان­ها، از هر 100000 نفر آمریکایی 715 نفر در زندان قرار دارند. ایالات متحده با اختلاف فاحشی در صدر این جدول قرار دارد. به گونه ­ای که اختلاف آن با کشور بعدی که روسیه است، 131 نفر است.

۲- بالاترین نرخ سقط جنین و بیشترین میزان مرگ و میر کودکان به علت سواستفاده در جهان

از زمان تصویب قانونی بودن سقط جنین در سال 1973، بیش از 50 میلیون مورد سقط جنین در کشور آمریکا اتفاق افتاده است. وبسایت "رویای آمریکایی" کشتار کودکان در آمریکا را این گونه توصیف کرده است: "تعداد کودکانی که هر روز در بیمارستان­ ها و کلینیک ­های سقط جنین کشته می ­شوند، از تعداد کشته شدگان حادثه 11 سپتامبر بیشتر است و تعداد این کودکان کشته­ شده در هر سال، بیشتر از تعداد کل کشته ­شدگان در جنگ ­های آمریکا در طول تاریخ این کشور بوده است. ما به ملتی تبدیل شده ­ایم که جان انسان ­ها برایمان مهم نیست و این موضوع واقعا مایه تاسف است."

۳- کشتن پدربزرگ­ ها و مادربزرگ­ های بیمار

رسانه ­ها تلاش می­کنند مردم را متقاعد کنند، کشتن پدربزرگ ­ها و مادربزرگ ­های بیمارشان، کاری انسانی و اخلاقی است. اخیرا تبلیغات زیادی در راستای سوق دادن افکار مردم به سمت کشتن افراد سالخورده و اهدای مرگ بدون درد به آنها، در رسانه­ ها انجام شده است. جملاتی نظیر این جمله که "برای شرکت­های بیمه امکان­پذیر نیست که 100 هزار دلار هزینه کنند تا تنها 6 ماه عمر یک فرد سالخورده را بیشتر کنند."، به وفور در مقاله ­های روزنامه ­ها و مصاحبه ­های تلویزیونی دیده می­ شود.

چندی پیش در 11 ژوئن 2012، مجله تایمز با اختصاص تیتر روی جلد خود به این مطلب نوشته بود: "چگونه بمیریم؟" در مقاله مرتبط با این تیتر اشاره شده بود که خلاص کردن بستگان نزدیک از درمان­ های پزشکی امری بسیار اخلاقی و قابل احترام است.

۴- بالاترین نرخ طلاق در جهان

طبق اظهارات وبسایت "نرخ طلاق"، 50٪ از ازدواج­ های اول آمریکایی­ ها به طلاق می­ انجامد و این مقدار برای ازدواج­ های دوم و سوم به ترتیب 67٪و 74٪ است.محققان سستی بنیان خانواده ­ها و عدم آموزش تعهد و پایبندی به کودکان از سوی والدین را دلیل اصلی بالا رفتن عامل طلاق می ­دانند.

۵- بدهی 16 تریلیون دلاری

بدهی ملی ایالات متحده با سرعت بسیار زیادی در حال رسیدن به رقم 16 تریلیون دلار است. همچنین میزان کل بدهی در داخل این کشور 55 تریلیون دلار گزارش شده است.
تحلیل­گران اقتصادی بزرگترین مشکل دولت آمریکا را مبلغ بسیار زیاد قرض های این کشور می ­دانند. در طی 3 دهه گذشته رشد میزان بدهی­ های این کشور بسیار بیشتر از میزان رشد تولید ناخالص داخلی آن بوده است و این مساله یکی از عوامل اصلی بروز بحران اقتصادی در آمریکا بوده است. 30 سال پیش رونالد ریگان، رئیس جمهور وقت ایالات متحده، رسیدن میزان قرض این کشور به عدد 1 تریلیون دلار را "کابوس بزرگ" خواند و حالا این رقم به 16 تریلیون دلار رسیده است.

 تقدیم به همه ی دوستداران ایالات متحده...

با تشکر از دوست خوبم آقا مهدی...