این همان چیزی است که ما نیاز داشتیم

در باب امر به معروف و نهی از منکر اگر(!!!) حرفی در محافل دینی زده شود معمولا بیان احکام این دو فریضه ی مهم است که مثلا چه زمانی واجب می شود و با چه شرایطی. و اینکه چه مراتبی دارد و خلاصه از این دست حرف ها! حالا بگذریم که بعضی ها هم به گونه ای این احکام را بیان میکنند که نتیجه اش این می شود که اصلا هیچ جا تأثیری در امر و نهی ما نیست و ... .

اما نکته ی بسیار مهمی که به نظر من به شدت مغفول مانده روش امر به معروف و نهی از منکر است! فرض کنید بنده و شما در موقعیتی به این نتیجه رسیدیم که مثلا اینجا محل امر و نهی است؛ و باز فرض بفرمایید که نه ترس جان کردیم و نه خجالت از آبرو ریزی احتمالی!! سؤالی که مطرح است این است که این امر و نهی چه گونه باید انجام پذیرد که هم اثر گذار باشد هم افراط و تفریطی در آن نباشد؟!

ما در مواجهه با فسادهای مختلف از آدم های مختلف اطرافمان، از دوست و همکار و هم دانشگاهی تا راننده تاکسی و  جوانک سر کوچه تا لات های سیبیل از بناگوش در رفته و ...چگونه باید رفتار کنیم که نه طرف را از دین بیزار کنیم( بهانه ای که به وسیله ی آن به شدت از زیر بار این دو واجب داریم شانه خالی میکنیم) و نه آنقدر لطیف و گل و بلبل برخورد کنیم که قضیه چیزی در حد خواهش و تمنای از سر ضعف و ذلت از آب در نیاید؟!!

به نظر من این کار یکی از مهمترین کارهاست که کمتر هم دیدیم و شنیدیم کسی به آن بپردازد و نتیجه اش هم این می شود که حالا اگر یکی دو آدم با غیرت هم پیدا شوند که امر به معروف و نهی از منکری بکنند در بسیاری موارد اصلا نمیدانند که چه باید بگویند و چه نباید؟! کدام کار زیاده روی است و کدام کار تفریط و وادادگی؟! و نتیجه اش هم همینی می شود که می بینیم... .

بگذریم... دیروز رفته بودم مقبرة الشهدای دانشگاه که فاتحه ای بخوانم. چشمم افتاد به  اعلامیه ای که رویش نوشته بود کلاس "آموزش شیوه های امر به معروف  ونهی ازمنکر  توسط حجة الاسلام فلانی" حالا یک تعبیری شبیه این؛ چشمانم برق زد. گرچه کلاس ویژه ی خواهران بود اما پیش خودم گفتم این همان چیزی است که ما نیاز داشتیم و نبود!

حاج آقا دم شما گرم!!

این خائن اینجا چه می کند؟!

این عکس ها را با دقت ببینید:

 

 

 

شخصی که در عکس های بالا در کنار سید حسن و موسوی متوهم نشسته و در عکس وسطی دارد به ابراهیم نبوی دست می دهد شخصی است به نام موسوی بجنوردی که عضو جامعه ی منحله روحانیون مبارز است و خط و ربط اش هم که در تصاویر بالا روشنِ روشن است!

حالا این عکس ها را ببینید؛ ۱۴ خرداد همین امسال؛حرم مطهر امام خمینی:

امسال این خائن آمده بود کنار مسئولین درجه یک نظام نشسته بود و جالب آنکه صدای کسی هم در نیامد!!

 

 

 

اى كاش در برابر شما قدرتى داشتم

...و جاءه قومه يهرعون اليه و من قبل كانوا يعملون السيئات قال يا قوم هؤلاء بناتي هن اطهر لكم فاتقوا الله و لا تخزون في ضيفي ا ليس منكم رجل رشيد (78)قالوا لقد علمت ما لنا في بناتك من حق و انك لتعلم ما نريد (79)قال لو ان لي بكم قوة او آوي الى ركن شديد (80)

...قوم او (بقصد مزاحمت ميهمانان) بسرعت به سراغ او آمدند -و قبلا كارهاى بد انجام مى‏دادند- گفت: «اى قوم من! اينها دختران منند; براى شما پاكيزه‏ترند! (با آنها ازدواج كنيد; و از زشتكارى چشم بپوشيد!) از خدا بترسيد; و مرا در مورد ميهمانانم رسوا نسازيد! آيا در ميان شما يك مرد فهميده و آگاه وجود ندارد؟!» (78)گفتند: «تو كه مى‏دانى ما تمايلى به دختران تو نداريم; و خوب مى‏دانى ما چه مى‏خواهيم!» (79)گفت: «(افسوس!) اى كاش در برابر شما قدرتى داشتم; يا تكيه‏گاه و پشتيبان محكمى در اختيار من بود! (آنگاه مى‏دانستم با شما زشت‏سيرتان ددمنش چه كنم!)» (80)

سوره مبارکه هـــــود

*****

شاید این آیات جواب روشنی باشه به کسانی که معتقدند در موضوعاتی مثل بی حجابی و ... فقط باید کار فرهنگی کــــرد!!

پیغمبر خدا هم وقتی موعظه اش اثر نمیکنه، آرزو میکنه کاش زور داشتم با زور جلوی انحرافتون رو میگرفتم!

... در احادیث داریم که آخر الزمان، "یذوب قلب المؤمن" دل مؤمن آب میشه؛ چون منکر رو میبینه ولی نمیتونه جلوش رو بگیره!!

 

درد نوشته

یکی دو روز پیش داشتم از میدان بهارستان عبور می کردم. جوانی را که ظاهرا دست فروش هم بود، دیدم که در گوشه ای از میدان داشت قامت می بست برای نماز. در دلم تحسینش کردم که چه مقید! تکبیرة الاحرام را که گفت دیدم دست بسته نماز می خواند ... افسوس خوردم!

...راستی اگر امروز امیرالمؤمنین و خلیفه ی دوم هر دو حاضر شوند و هریک پیروان خود را در میزان اهتمام به نماز به رخ دیگری بکشد، کدام یک خجالت زده می شوند؟!

خدا کند مولای ما نباشد...!!

*****

در خبرها آمده بود که نویسنده کتاب "دا" به مجلس رفته و گفته که: چند روز قبل برای کاری به شمال تهران رفته بودم و در آنجا زنانی را دیدم که بی حجاب رانندگی میکردند؛نه این که روسری داشتند و از سرشان افتاده بود؛نه؛ اصلا روسری نداشتند!... و اینکه ما اینهمه شهید ندادیم که فاحشه ها همه جا را پر کنند و ... و از نمایندگان خواسته بود که رسیدگی کنند.

البته سوء تفاهم نشودها که مثلا اینها چه نمایندگانی هستند که فسق به این بزرگی جلوی چشمشان است و کاری درخور نمی کنند!

آخر بیچاره ها اغلب در محله های جنوب شهر مثل شوش و نازی آباد زندگی می کنند و حتی برای انجام کاری هم تا حالا به شمال تهران نرفته اند، که خبر داشته باشند اینهمه فساد در شهر غوغا میکند !! ضمن اینکه با توجه به اینکه معمولا رسیدگی به مشکلات خیلی سریع اتفاق می افتد پیش بینی می شود ظرف یک تا دو ماه آینده مشکل بی حجابی با تدبیر نمایندگان محترم و همراهی ویژه ریاست جمهوری و همه نهادها و دستگاه های ذی ربط به زودی مرتفع می شود!

فقط من از این خانم محترم تقاضا داشتم سری به شرق و غرب و جنوب تهران و ایستگاه های مترو و ... هم بزنند و یک گزارش دیگری هم به نمایندگان ارائه کنند تا دیگه همه جا خوب بشه نه فقط شمال تهران!

*****

 چند روز پیش داشتم از طریق این سرویس جیمیل با یکی از دوستان چت میکردم ! که بحثمان رسید به غفاری و او گفت و من و دست آخر هم اظهار نگرانی کرد از عاقبت به خیر شدنمان و ... .

نگرانیش به جا و حرف هایش هم درست بود اما من هم در جوابش نوشتم:

ما را از این تلاطم دنیا هراس نیست        تا کشتی نجات حسینی شناور است!

*****

راستی احمد عزیز هم وبنویسی را دوباره شروع کرده! البته چراغ خاموش!!سر بزنید به وبلاگ احمد جان من!!

والسلام!