آقای ماست، خامنه ای...
"...من يك نكتهى ديگر را هم اضافه كنم بر آنچه كه عزيزان ما در اينجا بيان كردند. گفتند: «آن كسانى كه در دوران جهاد مقدس و دفاع مقدس، در جبهههاى جنوب و غرب رفتند وارد ميدانها شدند و جان خود را كف دست گرفتند، به سه دسته تقسيم ميشوند: بعضىها از گذشتهشان پشيمان ميشوند، بعضىها بىتفاوت ميمانند، بعضىها پايبند ميمانند. آنهائى كه پايبند ميمانند، بايد از غصه دق كنند». اين جملهى اخير را من قبول ندارم. آنهائى كه پايبند ميمانند، شاهد به ثمرنشستن اين نهال و تناورشدن اين درخت خواهند بود.

اينجور نيست كه با روى گرداندن كسانى، اين حركت عظيم، اين بناى معْظم و شامخ تكان بخورد. با برگشتن يك عدهاى از اين قافلهى عظيم، هرگز اين قافله از راه باز نميماند؛ «من يرتدّ منكم عن دينه فسوف يأتى الله بقوم يحبّهم و يحبّونه»؛(1) اين را خداى متعال در قرآن فرموده است به مسلمانان صدر اسلام، به آن كسانى كه در ركاب پيغمبر جهاد كردند و جنگيدند و جان خودشان را فدا كردند؛ قرآن در واقع همين حقيقت را براى آنها بيان ميكند.
دلها را بايد نگه داشت. بعضى از دلها ميلرزند، ميلغزند، نميتوانند خودشان را بر آن لبهى مرتفع نگه دارند و حركت را ادامه دهند؛ لذا سقوط ميكنند."
*****
این " جمله ی اخیر را من قبول ندارم" ، اشاره به جمله شهید بزرگوار آقا مهدی باکری است؛ و این " آزاد اندیشی" آقا چه قدر شیرین است!
این چند روز که به دلایل مختلف امکان شنیدن کامل فرمایشات حضرت آقا را نداشتم و به ناچار متن آن را از سایت خامنه ای دات آی آر، پرینت می کردم و می خواندم؛ چه قدر سرشار شدم از حس غرور و عشق و چه قدر به خود بالیدم که
آقایم خامنه ای است؛ ره بر دانشمند و عزیزم...
نویسنده این وبلاگ جوانی است که از ته دل"علامه مصباح یزدی" را که به قول شهید بهشتی"مصباح دوستان" است، دوست دارد!