"بی غیرتی" بریده نفس را، پدر بزرگ...
گر خامشیم و لال تماشا، پدر بزرگ!
"بی غیرتی" بریده نفس را، پدر بزرگ...
ما بزدلیم، اهل خور و خواب و ادعا
خورده به شیشه سنگ مدارا، پدر بزرگ!
خون میخوریم تا شکم هرزه پر شود
اف بر حرامخواره رسوا... ، پدر بزرگ
بعد از هزارسال هنوز آه میکشی
تنها میان اینهمه تن ها، پدر بزرگ...
میترسم از خودم که شبیه گرازها
سم میزنم به شاخه طوبا، پدر بزرگ
از آبرو نپرس که چیزی نمانده است
عیسی کشیم و مسخ یهودا، پدر بزرگ...
این ارتفاع ماست اگر رگ به رگ شده ست
لب تشنه ایم و در بر دریا ، پدر بزرگ...
بیچاره ما که قافله دار ملامتیم
ناکام پرده داری دنیا ، پدر بزرگ!
...
با صد امید نام تو را خوشنویس ها
زیبا نوشته اند به هرجا ، پدر بزرگ...
این کار ماست:صفحه و دیوار پر کنیم...!
این کار ماست:...سرخط زیبا، پدر بزرگ!
...
اما مگر به درد تو خورده ست تاکنون
این عشق های بی سر و بی پا ، پدر بزرگ؟!
یا "هفت سنگ"بازی طفلانه خودیم
یا "خرپلیس" کوچه غوغا ، پدر بزرگ
اهل شتر سواری شعر و شراب نفت
مزدانشین شرم اهورا ، پدر بزرگ...
یا بی دلیل منتسب آسمان شدیم
یا "در "شده است بسته "لولا"، پدر بزرگ!
هفتاد و چند قصه نوشتیم و باز هم
بیدار مانده چشم قلمها، پدر بزرگ...
وصفت نمیکنیم مگر با خیال ها
آئینه ای و دلخوشی ما، پدر بزرگ!
حرفم نگفته مانده ، دلم شعله ور شده ست
آه ای طلای خرج مطلا! ، پدر بزرگ!
ما را حلال کن! که حرامت نموده ایم!
در چارفصل غارت ویغما ، پدر بزرگ!
آه ای قصیده ! جور غزل را کشیده ای
در های و هوی دوره نیما، پدر بزرگ!
مارا نوادگان شب قدر خوانده اند...
اما نئیم جز شب یلدا ، پدر بزرگ!
بیهوده ایم و سرکش و مغرور و بی خودیم!
نفرینیان دوزخ سفلی، پدر بزرگ!
....
حیدر ! بیا و تیغ برقصان... "پدر"! تویی
درد آشنای غصه خوری با پدر بزرگ
اقتباس از وبلاگ ضد پاییز(داش علی)
نویسنده این وبلاگ جوانی است که از ته دل"علامه مصباح یزدی" را که به قول شهید بهشتی"مصباح دوستان" است، دوست دارد!