ما خواب دیده ایم که پرواز می کنیم
تکرار می شویم و به تکرار می رویم
انکار اگر کنند به اصرار می رویم
این بانگ کیست: «کیست مرا یاوری کند»
وقت حماسه است و غزلوار می رویم
ما کمتریم خوب؛ ولی، کم که نیستیم
بسیار می شویم و چه بسیار می رویم
این قصه نیست حوصله کن شرح می دهم
ما با کفن به عرصه پیکار می رویم
«ناصح به طعنه گفت که رو ترک عشق کن»
محتاج جنگ نیست به اجبار می رویم
صد بار اگر که مردنمان در رکاب تو
هربار با تو باشد، هربار می رویم
هرجا که حق شهید شود خاک کربلاست
شمشیری آورید میانمار می رویم
ما خواب دیده ایم که پرواز می کنیم
تا صبحگاه دولت بیدار می رویم
چون شعر با تلاطم امواج واژه ها
در بحر انتظار سبکبار می رویم
...
آقا اجازه ساعتمان قرن ها عقب-
مانده؛ زمان به وقت زمین انتهای شب.
احسان کاوه
از وبلاگ آیات غمزه
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 21:33 توسط حسین
|
نویسنده این وبلاگ جوانی است که از ته دل"علامه مصباح یزدی" را که به قول شهید بهشتی"مصباح دوستان" است، دوست دارد!